عطش تصاحب زمين سرچشمه خشونت در كنيا!
آذین داد-
* ريشه زد وخورد بر سر زمين در كنيا به دوران استعمار بر میگردد. در اوايل قرن بيستم، انگليسی ها اسكان كشاورزان سفيد پوست كه سرمايه گذاری آنها باعث سود آوری خط راه آهن مومبازا-كيزومو ميشد را تشويق كردند. دهها هزار نفر بهترين زمين ها را در "تپه های سفيد" در استان مركزی اطراف نايروبی و جنوب و مركز فلات ريفت بدست آوردند.
* طبق اظهار "اتحاد ارضی كنيا"، يك سازمان غير دولتی كه متخصص اين امر می باشد، تقريبا بيش از نصف زمين های قابل كشت به كمتر از 20% جمعيت تعلق دارد.
www.azindad.net
تصاحب زمين و جابجائی جمعيت، از خصوصيات دوران استعمار، تحت رژيم های متوالی شدت يافته در کنیا، و باعث خشم عميق و تبلور هويت قومی شده است.
ايوان مانوتی، در حاليكه كت سبز چهار خانه ای به تن دارد میگويد "آنها از انتخابات به عنوان بهانه ای برای عقب راندن ما استفاده می كنند." چند هفته پيش مردانی از قبيله كالين جين، كه ادعا می كنند آنها اولين گروه بودند كه به اين منطقه در شمال فلات ريفت آمدند، به منطقه حمله كرده و خانه او و ديگر اعضای قبيله "كيسی" را به آتش كشيدند. ايوان میگويد" اگر می توانستم، به آنجا می رفتم و در مقابل آنها می ايستادم. اين زمين قانوناٌ مال من است. من آنرا خريده ام." فقط 5 هكتار زمين برای او باقی مانده است.
او مانند 7000 نفر ديگر، اكثرا از قبيله "كيسی"، كه در اثر آغاز تخاصمات اخير بی خانمان شده اند به اردوگاه "چارانگانی" در غرب كنيا پناه برده است. و مانند بسياری از كنيائی ها كه به دنبال آغاز خشونت های ناشی از انتشار نتيجه انتخابات در آذر ماه 1386 (دسامبر 2007)، از خانه خود رانده شدند، او نيز ريشه حملات را نه در دسته بندی سياسی كنونی بلكه در رقابتی كهن برای تصاحب زمين میداند.
ريشه زد وخورد بر سر زمين در كنيا به دوران استعمار بر میگردد. در اوايل قرن بيستم، انگليسی ها اسكان كشاورزان سفيد پوست كه سرمايه گذاری آنها باعث سود آوری خط راه آهن مومبازا-كيزومو ميشد را تشويق كردند. دهها هزار نفر بهترين زمين ها را در "تپه های سفيد" در استان مركزی اطراف نايروبی و جنوب و مركز فلات ريفت بدست آوردند.
بنا به استناد آتينو اوديامبو، مورخ، در سال 1903 بعضی از خانواده های "كيكويو" از 30 تا 70% زمين های قابل كشت خود را به انگيسی ها دادند. برای مهاجرين سفيد پوست، خانواده های "كيكويو" بی خانمان كشاورزان بهتری بودند - منبع كار ارزان- تا چادر نشين های اطراف فلات ريفت كه نزديك مزرعه سفيد پوستان اطراق كرده بودند. آنها (افراد كيكويو) را در "اردوگاه بومی" جا دادند و به آنها قطعه زمينی كوچك دادند.
حضور افراد "كيكويو" در زمين های فلات ريفت كه تا آن زمان توسط قبايل ديگری كشت ميشد بعد از استقلال افزايش يافت. در سال 1963 جومو كنياتا، اولين رئيس جمهور كنيا بعد از استقلال، و از قبله كيكويو، سيستم اداری مركزی را انتخاب كرد كه تحت آن دولت كنترل مطلقی بر تقسيم زمين داشت. جنيفر ويدنر در كتاب خود در باره حزب دولتی در كينا می گويد: بدين گونه او در موقعيتی قرار داشت كه بازار زمين را تحت كنترل طرفداران كيكويوی خود قرار داد.
طبق اصل "برنده همه چيز را میگيرد"، در سالهای 1960 دولت بخش اعظمی از كشتزارهای فلات ريفت را از مهاجرين سفيد پوست خريد و آنها را بين افراد كيكويو تقسيم كرد، اين امر به چوپانان محلی در آن منطقه زيان زد . تقسيم زمين - حداقل در تئوری-
به منظور جلب رضايت افراد بی زمين كيكويو بود كه ارتش "ماوماو"، جنبش مقاومت مسلحانه عليه استعمار كه در سالهای 1950 بطور وحشيانه ای سركوب شد، را تشكيل داده بودند.
در واقع، روش مورد استفاده برای تقسيم زمين نابرابر بود: كنياتا برای سهيم كردن انگليسی ها اصل خريدار راضی - فروشنده راضی را اتخاذ كرد كه عملا فقيرها، عمدتا ميليشای سابق "مائو مائو"، را از خريد زمين محروم می كرد. برگزيدگان كيكويو كه در دوران استعمار با استفاده از سيستم موقعيت خود را حفظ كرده بودند و به اين دليل هدف اصلی "مائو مائو" قرار گرفته بودند، سهم بيشتری از اين نعمت دريافت كردند. طبق برآورد جنيفر ويدنر، در سال 1971، 51% مزارع كشاورزی در اطراف "نيكورو" در مالكيت كيكويو قرار داشت.
حضور روزافزون كيكويو در فلات ريفت، قبايل بومی ديگر منجمله "كالن جین" را از آنجا دوركرده است.در سال 1992 اين تخاصمات به منظور بهره برداری سياسی مورد استفاده قرار گرفتند. در آن زمان مانند امروز كنيا شديدا از آغاز اولين درگيری ها خشونت آميز زيان ديد.
دانيل اراپ موئی، كه در سال 1978به عنوان رئيس دولت جای نشين كنياتا شد، از داخل و خارج برای ايجاد سيستم چند حزبی و سازماندهی انتخابات، تحت فشار قرار گرفت. او كه به قبيله "كالن جين" تعلق داشت برای خنثی كردن اپوزيسيون ايدئولوژی "ماجيم بو" را مطرح كرد. موتوما روتير از انستيتو برای حقوق بشر میگويد : بطور ساده، "ماجيم بو" اول از طرف رهبران گروه های كوچك قومی كه از تسلط "گروه های قومی بزرگ" در هراس بودند مورد استقبال قرار گرفت.
"ماجيم بو"، بطور ضمنی اصول سازماندهی انگليسی ها را مورد استفاده قرار می داد كه طبق آن هر گروه قومی يك موجوديت "بیطرف" فرض ميشد كه می توانست از محدود ه ارضی بسيار محدودی برخوردار شود.
سازمان ديده بان حقوق بشر می گويد "ماجيم بو" كه در سال 1991 توسط رئيس جمهور موئی احيا شد "توطئه ای بود برای بيرون راندن تمام گروه های قومی كه قبل از استقلال در فلات ريفت زندگیمی كردند به استثنای گروهائی كه به شبانی مشغولند مانند "كالن جين" و "ماسائی".
از آنجائيكه 44 كرسی از 128 كرسی مجلس كنيا به فلات ريفت تعلق دارد، بنابراين در انتخابات از وزن بسيار سنگينی برخوردار است. اين منطقه با حمايت كسانی در دولت، كه در پی رهائی از رای دهندگان مزاحم هستند، به مركز شكار "خارجی ها" تبديل شده است. روشی كه در انتخابات سال 1997 صحنه های مشابهی را بوجود آورد.
در كارزار انتخاباتی 2007، جدال بر سر "ماجيم بو" شديد بود: اپوزيسيون برای فدراليسم و تقسيم عادلانه تر منابع كشور آنرا احيا كرد، دوره رئيس جمهور فعلی، كيباكی، سرشار از فساد و پارتی بازی به نفع كيكويو است، در حاليكه ديگران او را به ايجاد درگيری قبيله ای متهم میكنند. با اينكه به نظر نمی آيد كه رهبران اپوزيسيون نقشی در درگيری های امسال داشته باشند، اما بعضی از اعضای حزبی در آن نقش داشته اند.
بنابراين اگر بعضی از رهبران سياسی از عطش تصاحب زمين برای تغذيه تخاصمات قبيله ای استفاده كردند، می توان از ارتشاء و پارتی بازی به عنوان مهمترين عامل نام برد كه همواره درتقسيم اراضی نقش به سزائی داشته است. از كنياتا تا كيباكی، تمام روسای جمهور كنيا مرتبا از تقسيم اراضی برای پاداش دادن به دوستان و طرفداران خود استفاده كردند. پال ان نونگو، رئيس كميسيون های بررسی تقسيم غير قانونی اراضی ملی توضيح می دهد "در اواخر سالهای 1980 و 1990، چيزی كه در سطح نازلی شروع شد به روش عمل بدل شد. بدين قرار كه بخشی از اراضی ملی به رئيس حمهور منتخب داده ميشد، و هميشه او انتخاب می كرد كه زمين بين چه كسانی تقسيم شود، به نظر می امد كه بين طرفدارانش تقسيم می شود."
رئيس جمهور موائی كيباكی، هنگاميكه در سال 2002 در مقام رهبر ائتلاف گسترده اپوزيسيون به رياست جمهوری رسيد، بر عكس وعده ای كه داد، به چنان رفتار سوئی پايان نداد. روزنامه ساندی استاندارد در مقاله ای در سال 2002، ليست تكان دهنده ای از دهها املاك مهم انتشار داد كه به سياستمداران، صاحبان شركت ها و يا ماموران رسمی وابسته به يكی از رژيم های كنيا تعلق داشت.
طبق اظهار "اتحاد ارضی كنيا"، يك سازمان غير دولتی كه متخصص اين امر می باشد، تقريبا بيش از نصف زمين های قابل كشت به كمتر از 20% جمعيت تعلق دارد. روش مورد استفاده (دولت طبق آن قطعات بزرگ را به قيمت های كلان می خرد و آنها را با ضرر به افراد خصوصی می فروشد) بودجه ملی را به شدت تضعيف كرده است. بعضی از اين قطعات حتی كشت نشده اند. جروم لافارك، تحليل گر سياسی میگويد، "فروش زمين غالبا وسيله ای است برای گردش پول" در يك سيستم وسيعا فاسد كه " شركت های
دولتی و خصوصی، ادارات شهرستان ها و خدمات دولتی را در بر می گيرد". بيشتر معاملات غير قانونی هستند، كه برای افراد قدرتمند مشكلی ايجاد نمی كند، اما فقرا را هرچه بيشتر آسيب پذير می سازد- بسياری از آنها زمينی را كه در آن كشت كرده بودند و فكر می كردند مال آنها است ، تحت عنوان اينكه آنرا زير نظر مقامات محلی خريده بودند، به دليل عدم تصويب سند مالكيت از دست دادند.
در نتيجه خشونت و سوء استفاده از قدرت تعداد كشاورزان بی زمين در كنيا چند برابر شده است .طبق يك گزارش منتشر شده در اواسط سال 2007، فدراسيون بين المللی برای حقوق بشر و كميسيون كنيائی حقوق بشر تعداد كسانی را كه در كنيا جابجا شدند 380،000 نفر تخمين زده است. سازمان های فوق می گويند "بعضی از آنها مجبور شدند چندين بار محل زندگی خود را عوض كنند و بيشتر آنها در شرايط خطرناكی بسر می برند، و حتی نمیتوانند مسكن كوچكی را اجاره كنند". بقيه آنها، در "كينی" نزديك "نيواشا" در پناهگاه هائی ساخته از تخته و برزنت بدون كار، زمين و مساعدت در عمق جنگل زندگی می كنند. درگيری های سه ماه گذشته، اوضاع را بدتر كرده است و 300،000 نفر ديگر را از خانمان خود دور كرده است.
به دليل وحشت عمومی حاكم بر كشور، كسانی كه جابجا شده اند تمايلی به بازگشت به محلی كه از آن رانده شده اند را ندارند. آنها خواهان باز پس گرفتن "سرزمين اجدادی" خود هستند، خواسته ای برای يك منطقه قومی يكدست كه امروزه خيالی بيش نيست زيرا در واقع كنيا عميقا تحول يافته و دهه ها مهاجرت و روابط دو جانبه شخصی و حرفه ای تاثير عميقی بر جایگذاشته است. درخواست آنها در زمانيكه خدمات دولتی با انتقال كارمندان غير بومی در معرض خطر قرار گرفته است، به جدائی قومی در كشور كمك می كند.
برای گروه هائی كه طرفدار نيروهای اپوزيسيون مانند "لوو" و "كين جين" هستند، "سرزمين اجدادی" غالبا جائی است كه "آنجا را به دليل شرايط سخت زندگی ترك كردند". گروه بحران بين المللی اخيرا اظهار داشت كه "ناچارا، بايد مسائل بسياری در مراكز شهری جائيكه آنها اوضاع را متشنج تر خواهند ساخت، حل و فصل شوند".
با استفاده از نشریه اینترنتی «اومانیته» به زبان انگلیسی. «اومانیته» نشریه وابسته به حزب کمونیست فرانسه می باشد.
· چاپ · چاپ بدون لوگو
· Email
بازگشت
|
|
|
|