صفحه نخست|  مطالب آذين داد|  مسایل بین المللی|   در باره ما |  تماس با ما |   تارنماهاي ديگر|  ارشيو
  ديدگاهها | محيط زيست| اخبار جهان| حقوق بشر| کارگری| فرهنگ , هنر و ادبیات| چهره ها و اندیشه ها| زنان| احزاب و شخصيتها| جوانان و دانشجویان| اقتصادی ,اجتماعی| مطالب ويژه
گفت‌وگو با نصرت‌الله نوح درباره زندگی و آثار محمدعلی افراشته


سخن از افراشته است، مردی که در برهه‌ای از زمان شعرش شعار مردم بود و کلامش تا پایین ترین طبقات جامعه نفوذ می‌کرد. بجرات می توان گفت تا کنون هیچ شاعری چون افراشته نتوانسته است در عمق جامعه نفوذ کند. علت نفوذ کلام افراشته در مردم نیز همانا: صراحت، سادگی کلام، بی پیرایگی، همدلی و همزبانی او با توده مردم است.

www.azindad.net   

حيا كنيد

اي تاجران اسلحه شرم و حيا كنيد
شرمي ز روي مادر و هم بچه ها كنيد
اي يانكيان جنگ طلب، بندهء دلار
تا چند كشور كره را توتيا كنيد
تاكي به سازمان ملل بازي و فريب
وحشي ترين معاملهء ناروا كنيد
تاكي به آشيانهء اين ملت غيور
بمب ناپالم و ميكروب و طاعون رها كنيد
تاكي زخون ناحق اين مردم رشيد
در كنج خويش جاري جوي طلا كنيد
تاكي اسيرهاي شرافت شعار را
در آزمايش اتمي مبتلا كنيد
اي تاجران اسلحه، امپرياليست پست
اي دشمن تمدن، شرم از خدا كنيد
مانا، به سعي مردم زحمتكش جهان
پرتو فكن شود همه جا صلح جاودان


محمد علی افراشته


آذین داد: آقای نصرتالله نوح، ضمن تشکر از اینکه فرصت این مصاحبه را به همکاران "آذین‌داد" دادید. تلاش در راه گسترش آگاهی‌های فرهنگی و اجتماعی یکی از اهداف اصلی فعالیت آذین‌داد است. علاوه بر این معرفی چهرهای فرهنگی و هنری و گرامی‌داشت یاد و خاطره آنان برای ما اهمیت زیادی دارد. به همین علت نیز از برای تجدید خاطره با شاعر مردمی افراشته، از شما درخواست این مصاحبه را کردیم. بدون شک محمدعلی افراشته یکی از آن شاعران میهن ماست که چه به لحاظ شکل و چه به لحاظ محتوی در نثر و نظمی که ارایه کرده تاثیر کم نظیری در جامعه ایران داشته و در عین حال وی در زمره تلاشگران اجتماعی و فرهنگی مردمی بوده است. از آن‌جا که شما با این شاعر و طنزنویس برجسته از نزدیک آشنا بوده‌اید و در عین حال مجموعه های مختلفی از کارهای او را منتشر کرده‌اید, لازم دیدیم که این مصاحبه را با شما داشته باشیم:

• آذین‌داد: در آغاز گفت‌وگو، لطفا اگر ممکن است، در مورد زندگی محمدعلی افراشته برایمان بگویید. زمان تولد، محل تولد، از نحوی گذران زندگی و از فعالیت‌های سیاسی، ادبی و اجتماعی این شاعر مردمی...

نوح: محمدعلی افراشته در سال ۱۲۸۷ شمسی (۱۹۰۸ م ) در روستای "بازقلعه" یکی از روستاهای قدیمی حومه شهر رشت چشم به دنیا گشود. به همین خاطر نیز می‌دانیم که او در ابتدا "راد بازقلعه‌ای" امضا می‌کرد و بعد نام خود را به افراشته تغییر داد. نام افراشته بعد از شهریور ۱۳۲۰ بعنوان شاعری خلقی، مبارز و انساندوست بر سر زبان‌ها افتاد. روزنامه‌ها و مجلات آن دوره، هر روز شعر و مطلب تازه‌ای با شیوه‌ای نو و دید و بافتی کاملا تازه از او چاپ می‌کردند. در اجتماعاتی که در نقاط مختلف شهر تشکیل می شد، افراشته شعرهای تازه خود را برای مردم می خواند. در واقع می توان گفت که این نخستین بار بود که در ایران شاعری، در تجمعات سیاسی شعرهای خود را برای طرفداران خود می‌خواند.
در سال‌های بین شهریور بیست تا ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ آثار افراشته در نشریات حزب توده ایران چاپ می‌شد. از این تاریخ به بعد، به‌خاطر غیر قانونی اعلام شدن حزب توده ایران، خوانندگان شعر افراشته نیز از خواندن آثار او محروم شدند. ولی با این وجود، تعدادی از آن‌ها در طی سالهای ۱۳۲۸ و ۱۳۲۹ که نشریات غیرعلنی حزب توده ایران بتدریج بطور مخفیانه در سراسر کشور به چاپ میرسیدند و همچنین در دوره بعد از آن در روزنامه های علنی حزب توده ایران آثار افراشته کم و بیش به‌چشم می خورد. اما از ۱۹ اسفندماه ۱۳۲۹ افراشته دست به انتشار روزنامه چلنگر زد. انتشار این روزنامه حادثه‌ بزرگی در دنیای شعر و مطبوعات کشور ما محسوب می‌شود. البته قبل از انتشار روزنامه چلنگر، روزنامه‌های فکاهی دیگری نیز وجود داشتند ازجمله روزنامه فکاهی توفیق که افراشته و گروهی دیگر از شعرای فکاهی سرا در آن مطلب می نوشتند، ولی هیچ کدام از آن‌ها به سطح چلنگر نبود.
در مورد انتخاب نام چلنگر هم باید بگویم این نام را صادق هدایت به افراشته پیشنهاد کرده بود.
ارتجاع در وجود افراشته، این شاعر آگاه توده‌ای، سرسخت‌ترین دشمن خود را می‌دید، زیرا شعر افراشته چون دشنه ای بر قلب دستگاه استبدادی و حامیان آن می نشست. بهمین جهت پس از کودتای شوم ۲۸ مرداد، تلاش دستگاه جهنمی شاه برای یافتن افراشته بحد اکثر رسید. اما او به آغوش مردمی پناه برده بود که برایشان شعر می ساخت و آن‌ها بودند که او را درمدت دو سال با وجود سخت‌ترین تعقیب‌ها حفظ کردند.
افراشته بیش از یکسال و نیم پس از کودتا در ایران زندگی کرد، اما واقعیت این بود که فشار ماشین پلیسی شاه بر گرده ملت، مخصوصا اقشار آگاه جامعه رو به فزونی می رفت و هر روز زندان‌ها از مبارزان انباشته می‌شد. با کشف سازمان نظامی حزب توده ایران و دستگیری و شهادت گروه کثیری از افسران توده‌ای، هیچ مفری برای انسان‌هایی که روزگاری فریادی علیه ظلم و استثمار کشیده بودند، باقی نماند. برای نمونه، کریم پور شیرازی مدیر روزنامه شورش را در زندان قصر زنده، زنده جلوی چشمان شاه و خواهرش اشرف سوزاندند. یا دکتر فاطمی، وزیر امور خارجه کابینه مصدق را چاقوکشان در محوطه شهربانی شاه ازپا در آوردند و سپس اعدام کردند. در این گیر و دار بود که دوستان و رفقای افراشته نسبت به زندگی و جان او بیمناک شدند و او را از ایران خارج کردند.
دوری از وطن برای مردی که قلبش با آهنگ زندگی روزانه مردم ایران می تپید، بسیار تلخ و ناگوار بود. و به‌همین دلیل چند سالی بیشتر نتوانست در کشورهای خارج زندگی کند. او در اواخر سال ۱۳۳۴ از ایران خارج شد و در ۱۶ اریبهشت ماه سال ۱۳۳۸ ، در حالی که تنها ۵۱ سال از زندگی‌اش سپری شده بود، به علت سکته قلبی چشم از جهان فرو بست. جسدش را در صوفیه (بلغارستان) در همان شهری که زندگی می‌کرد، بخاک سپردند و همان بیت معروفش را:
بشکنی ای قلم، ای دست اگر...پیچی از خدمت محرمان سر... بر سنگ گورش نقر کردند.
افراشته در مهاجرت بفاصله یکی دو سال، زبان بلغاری را فرا گرفت و حتا توانست داستان‌هایی به زبان بلغاری بنویسد. قبل از آموختن زبان بلغاری نیز با "دیمیتری بلاگویف" طنزنویس بلغاری آشنا شد. از آنرو که این طنزنویس به زبان ترکی هم مسلط بود, افراشته داستان‌ها و اشعار خود را بزبان ترکی برای دیمتری بلاگویف بازگو کرده و او آن‌ها را از ترکی به زبان بلغاری برمی‌گرداند. علاوه براین باید یادآور شد که افراشته در تمام مدت اقامت خود در بلغارستان با روزنامه فکاهی "استرشل" (زنبور قرمز) همکاری داشت.

• آذین‌داد: لطفا قدری در مورد زمینه‌های تاریخی– اجتماعی آفرینش هنری و افکار افراشته بگوید.

نوح: با اعدام حیدر عمواوغلی، مغز متفکر انقلاب مشروطه و خاموش شدن آتش قیام جنگل در گیلان، کودتای شوم سوم اسفند، سنگرهای مبارزان خلق را یکی پس از دیگری در هم کوبید و رزم‌آوران جبهه‌های پیکار آزادی را آشکار و پنهان به سیاهچال‌ها و یا به سینه گورستان فرستاد. اما پیکار بی امان مردم متوقف نشد تا جایی که حتا در زیر سیطره رژیم دیکتاتوری بیست ساله رضاخان، مبارزان آگاه به پیکار بی امان خود علیه استبداد رضاخانی ادامه دادند. ارانی ها، حجازی ها، دهگان ها، صفرنوعی‌ها و هزاران کارگر چاپخانه و موسسات کوچک صنعتی با قیمت خون خود این شعله مقدس را فروزان نگاه داشتند. بعد از فرار رضا خان و سقوط دیکتاتوری بیست ساله بود که مردم ایران به میزان جنایت‌هایی که در حق آزادیخواهان صورت گرفته بود، آگاه شدند.
فریاد میرزاده عشقی، فرخی یزدی، عارف قزوینی و ابوالقاسم لاهوتی در چنین دوران سیاهی سکوت سنگین استبداد را در هم شکست و می‌دانیم که هر یک به نوعی آواره، تبعید و یا ترور شدند.
امروز وقتی به کارنامه پیکار این جانبازان خلق می نگریم باید به شرایط زمانی و مکانی آن‌ها، میزان آگاهی مردم از مسایل سیاسی روز و حساسیت دستگاه استبدادی نسبت به کلماتی مانند: کارگر، آزادی، استعمار و استثمار را در نظر داشته باشیم. باید بدانیم که بکار بردن کلمه "کارگر" در یک شعر یا در یک مقاله جرم بزرگی محسوب می‌شد. استبداد آن‌قدر از کلمه "کارگر" وحشت داشت که برای نمونه، ماموران اداره سانسور کلمه کارگر را به "فعله" تبدیل می کردند. بهمین جهت نقش شاعران و نویسندگان خلقی که بعد از شهریور بیست، برای بیداری توده کارگر و دهقان فعالیت می‌کردند نهایت اهمیت را داشت. در این دوره هنوز شعر در قالب قصاید مطنطن و غزلهای پرسوز و گداز عرضه می شد و راه نیما نیز بدرستی شناخته نشده بود. توده مردم به شعر ساده نیاز داشتند تا منعکس کننده نیازها، احساسات و دردهای ملموس زندگی آن‌ها باشد. بی جهت نیست که سیداشرف الدین نسیم شمال در این سالها گل می‌کند و محمد علی افراشته پس از او در صحنه مبارزات سیاسی و اجتماعی می‌درخشد و شعر او شعار روز مردم کوچه و بازار می شود.


• آذین‌داد: افراشته بیشتر بعنوان یک شاعر طنزنویس شناخته شده است. آیا شعر تنها زمینه‌ فعالیت فرهنگی وی را تشکیل می‌دهد، یا او آثاری در زمینه های دیگر هم دارد؟

نوح : بله، علاوه بر شعر، او در زمینه های داستان نویسی، نمایشنامه نویسی و تعزیه نویسی هم کار کرده است. یک سفرنامه هم دارد که سفرنامه او به شوروی است که در اردیبهشت سال ۱۳۳۲ بدعوت دولت شوروی صورت گرفت. او در این سفر همراه با تعداد دیگری از مدعوین ایرانی در جشن اول ماه مه، روز جهانی کارگر، در مسکو شرکت کرده بود. این سفرنامه با عنوان "پشت پرده پرقو" در ماه‌های آخر انتشار روزنامه چلنگر، در این روزنامه درج شد. انتخاب عنوان "پشت پرده قو" باین دلیل بود که خبرگزاریهای امپریالیستی و مطبوعات وابسته به آن‌ها سالها کشور شوروی را "کشور پشت پرده آهنین" می نامیدند و او هم به طنز در مقابل، عنوان یادداشت‌های خود را "پشت پرده قو" نام نهاد. متاسفانه چاپ این سفرنامه که به شیوه طنز برشته تحریر در آمده بود با کودتای ۲۸ مرداد ناتمام ماند.
من تا کنون سه مجموعه از کارهای زنده یاد افراشته را گردآوری و منتشر کرده‌ام. اولین کار در این زمینه انتشار مجموعه اشعار افراشته بود که در اوایل سال۱۳۵۹ با مقدمه ای پیرامون زندگی و بررسی آثار منظوم او بوسیله انتشارات توکا منتشر شد.
دیگری مجموعه "چهل داستان" است که مجموعه ای از داستان‌هایی به قلم او است، که در روزنامه چلنگر از نوزدهم اسفندماه ۱۳۲۹ تا ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ انتشار یافته است. افراشته در مهاجرت به بلغارستان تصمیم داشت ماجراهای زندگی مخفی خود در تهران را (که از ۲۸ مرداد سال ۳۲ تا اواسط ۱۳۳۴ ادامه یافت) برشته تحریر در آورد. اما متاسفانه مرگ به او امان نداد. او نام کتاب خود را "چهل منزل" تعیین کرده بود و ما هم به همین جهت نام "چهل داستان" را بر این مجموعه نهادیم تا شاید آرزوی به گور برده شده او برآورده شود.
مجموعه "نمایشنامه ها، تعزیه ها و سفرنامه" سومین مجموعه از آثار اوست که بوسیله این‌جانب گردآوری و چاپ شده است وهمانطور که از نام کتاب برمی‌آید مجموعه‌ای است از نمایشنامه‌ها، تعزیه‌ها و سفرنامه او به اتحاد شوروی.
افراشته هم‌چنین در سال‌های مهاجرت در بلغارستان ضمن همکاری با مطبوعات آن کشور، مجموعه‌ای از داستان‌های خود را تحت عنوان "دماغ شاه" برای چاپ آماده کرده بود ولی متاسفانه پیش از اینکه این کتاب منتشر گردد وی بر اثر سکته قلبی درگذشت. بنابراین، این کتاب پس از درگذشت او منتشر شد. متاسفانه با تمام کوششی که برای بدست آوردن این کتاب کردم، هنوز نتوانسته ام به آن دست یابم. امیدوارم زمانی بتوانم ترجمه این مجموعه را بعنوان مجموعه چهارم از کارهای او به علاقمندان افراشته عرضه کنم. در همین جا اجازه دهید درخواستی از خوانندگان شما بکنم که اگر کسی، دسترسی به این کتاب دارد، لطفاً از طریق آدرس آذین‌داد، مرا در جریان قرار دهد تا شاید بتوانیم این کار مهم را به سرانجام برسانیم.

• آذین‌داد: آقای نوح، لطفاً درباره شیوه و سبکی که زنده یاد افراشته در آثار خود بکار می‌برد توضیح دهید.

نوح : سخن از افراشته است، مردی که در برهه‌ای از زمان شعرش شعار مردم بود و کلامش تا پایین ترین طبقات جامعه نفوذ می‌کرد. بجرات می توان گفت تا کنون هیچ شاعری چون افراشته نتوانسته است در عمق جامعه نفوذ کند. علت نفوذ کلام افراشته در مردم نیز همانا: صراحت، سادگی کلام، بی پیرایگی، همدلی و همزبانی او با توده مردم است.
سوژه‌های شعر افراشته را آدم‌های محروم، توسری خورده، نفرین شده و آواره شهرها و روستاها تشکیل می‌دهند. محمدعلی افراشته به شعرایی که اسیر زرق و برق کلام، آرایش جملات و قافیه و ردیف شعر هستند با دیدی تمسخرآمیز می نگریست و خود نیز هرگز در فکر آرایش کلام خود نبود.. درست است که این بی توجهی به تزیین کلام را شعرای زمانش نمی پسندیدند و بر او خرده می گرفتند. ولی او بدون توجه به گفتار این و آن، راه خود را می پیمود و میدانست در شعرش با چه گروهی و طبقه ای کار دارد و چگونه شعری مورد نیاز و خواست خواننده های اوست.
نام افراشته پس از شهریور بیست بعنوان شاعری خلقی، مبارز و انساندوست بر سر زبان‌ها افتاد. روزنامه ها و مجلات هر روز شعر تازه ای با شیوه ای نو و دید و بافتی کاملا تازه از او چاپ میکردند. در اجتماعاتی که از طرف حزب توده ایران در نقاط مختلف شهر برگزار می شد افراشته شعرهای تازه خود را برای مردم می خواند. در بالا اشاره کردم که این امر سابقه نداشت و اولین بار بود که شاعری در اجتماعات سیاسی شعرهای خود را برای طرفداران خود می خواند. صداقتی که در کلام این گیله‌مرد وجود داشت و سوژه هایی که انتخاب کرده بود، آن‌قدر بدیع و تازه بود که شعرش بسرعت برق در خاطره ها و حافظه ها نقش می بست. از آن‌جا که حرف او از دل بر آمده بود، لاجرم بر دل مردم می‌نشست.
طنز تلخ و گزنده ای که در شعرش وجود داشت، خواننده را می خنداند و گاه می گریاند. بیکاری‌ها، دربدری‌ها، محرومیت ها، تبعیض ها، رشوه خواریها و فساد حاکم بر دستگاه حاکمه مایه اصلی شعر او بود. او گاهی از زبان کارفرما، صاحب کارخانه، گاهی از زبان مالک و گاهی از زبان کشاورز وابسته به زمین به تشریح دردهای اجتماعی می پرداخت. افراشته رابطه ای را که بین طبقات حاکم، برای استثمار طبقه محروم وجود داشت می دید و این رابطه را با زبانی ساده و توده فهم برای کارگران و سایر طبقات محروم فاش می‌کرد.
هیچ پدیده زشت و زیبایی از نظر تیزبین و موشکاف افراشته پنهان نمی ماند. موضوع ها و مسایلی که بسیاری از شعرا و نویسندگان از کنار آن‌ها به آسانی می گذشتند برای افراشته شعرآفرین بود. او در پس همه زیبایی ها، زشتی های آنرا نیز می دید و به تشریح آن می پرداخت. افراشته به مسئولیت خود در قبال جامعه آگاهی کامل داشت. و هیچگاه از سر سیری و یا برای تفریح شعری نسرود. هر یک از اشعار افراشته فریادی‌ است علیه ظلمی که به محرومان اجتماع می شود. در واقع او شعری نسرود که فریادی در آن نباشد. شعار پوچ "هنر برای هنر" نیز هیچگاه او را فریب نداد. از نظر او ارزش شعر به محتوا و مضمون آن بستگی داشت نه صرفاً به زیبایی کلام.

• آذین‌داد: در پایان یک‌بار دیگر از شما برای این گفت‌وگوسپاسگزاریم.



پالتوی چهارده ساله


ای چارده ساله پالتوی من
ای رفته سر استین و دامن

ای ان که به پشت و رو رسیدی
جر خوردی و وصله پینه ایدی

هر چند که رنگ و رو نداری
وارفته ای و اطو نذاری

گشته یقه ات چو قاب دستمال
صد رحمت حق به لنگ بقال

پاره بوده چو قلب مجنون
چل تکه, چو بقچه گلین جون

ای رفته به ناز و امده باز
صد بار گرو دکان رزاز

خواهیم ز تو از طریق یاری
امساله مرا نگه داری

این بمهن و دی مرو تو از دست
تا سال دگر, خدا بزرگ است

محمد علی افراشته


اذین داد - 15 ابان 1385

· چاپ  چاپ    · چاپ بدون لوگو  چاپ بدون لوگو

· E-Mail  Email

بازگشت

  مهمترين اخبار روز جهان
» فراخوان عاجل حزب مردم فلطسین برای همبستگی
حزب مردم فلسطین (PPP) خشم شدید خود را نسبت به حملات وحشیانه و غیرانسانی اسرائیل به غزه اعلام می کند و آن را قاطعانه محکوم می‌ سازد.
» اخطار سازمان آزادیبخش فاسطین در مورد شرایط انسانی درغزه
آذین داد- سازمان آزادیبخش فلسطین عملکزد نیروهای نظامی اسرائیلی در غزه را شدیدا" محکوم کرده؛ و آن را نقض آشکار قوانین بشری جهان دانسته و یک جنایت جنگی محسوب میکند.
» جنبش عدم تعهد: از شورای امنیت نا امید شده ایم
کشورهای عضو جنبش عدم تعهد چهارشنبه شب طی بیانیه ای در نیویورک ضمن اعلام نا امیدی از شورای امنیت اعلام کردند : عملکرد اسراییل در غزه نقض گسترده قوانین بین المللی, بشردوستانه و قوانین حقوق بشر است و این رژیم وقیحانه مشغول نسل کشی است.
» حکم بازداشت 13 تن از رهبران کمونیستهای پرو به اتهام تروریسم بین المللی!
آذین داد-
13 تن از رهبران سیاسی، اجتماعی اپوزیسیون پرو به علت تحت تعقیب قرار گرفتن از طرف دولت مجبور به اختفا شدند.
» هزاران نيروي ذخيره اسرائيلي براي آمادگي جهت حمله زميني به غزه؛ به خدمت فراخوانده شدند
به نقل از خبرگزاري آلمان، کابينه رژيم صهيونيستي در نشست اضطراري خود طرح به خدمت فراخواندن هزاران تن از نيروهاي ذخيره ارتش را به تصويب رساند.
   خبرهائی از ايران و جهان
>>ادامه
  آخرين مطالب آذين داد
» بيانيه حزب كمونيست آفريقای جنوبی در رابطه با تحولات اخير زيمبابوه
آذین داد
حزب كمونيست آفريقای‌جنوبی تصميم دولت زيمبابوه مبنی بر ادامه انتخابات را در روز جمعه تحت چنين شرايطی، محكوم می كند.
» انحصار های نفتی، جنگ، و سودجویی
آذین داد-
در ضرورت مالیات بستن بر سودهای نامشروع صنعت نفت.
» رئیس جمهوری جدید پاراگوئه پیش از همه٬ مردم را به حساب می آورد
پیروزی انتخاباتی اول اردیبهشت (۲۰آوریل ) فرناندو لوگو٬ نه تنها پایانی بر حاکمیت حزب دست راستی «کالورادو» بعد از ۶۱ سال است؛ بلکه همچنین موقعی که اسقف پیشین ریاست جمهوری پاراگوئه را در ماه اوت به عهده می گیرد، یک دولت دیگر آمریکای جنوبی در جایگاه خدمت به عدالت اجتماعی و استقلال ملٌی قرار خواهد گرفت.
» عطش تصاحب زمين سرچشمه خشونت در كنيا!
* ريشه زد وخورد بر سر زمين در كنيا به دوران استعمار بر میگردد.
» میراث فیدل کاسترو برای کوبا چیست؟
فیدل کاسترو و کوبا از هم تفکیک نا پذیرند!
مقاله ای از«آدولفو پرز اسکیوال» ( 1) برنده جایزه صلح نوبل از آرژانتین
* کاسترو برای من یکی از بزرگ ترین دولتمردان واز آنهایی است که همانند «ویلی برانت» و «اولاف پالمه» دید و برداشتی کلی و وسیع به جهان دارند، دیدی که می تواند دگرگونی های ژرفی را سبب شود.
» جنگی که نه صلح می‌آورد نه آزادی
آذین داد -
بحران کنونی اشغال افغانستان بار دیگر یادآور ادعاهای دروغین در مورد اشغال، خون‌بهای پرداخت شده برای آن، و قطعیت شکست آن است.
انتشار اخبار، مقالات و بیانیه ها در این صفحه الزاماً به معنای تایید آن‌ها نیست
post@azindad.net © www.azindad.net